۰

آماجی

از نهادم جریان بی پایان عشق به همه موجودات گیتی جاری است

ammaji-474x604

http://people.tribe.net/naveen108

آمریتا آناندامایی درسپیده دم روز ۲۷  سپتامبر سال ۱۹۵۳ در یکی از محروم ترین مناطق کناره جنوبی استان کرلای هندوستان keralas  به دنیا آمده است.
سودهامانی نام اصلی اوست. او از کودکی بدون فراگیری هیچگونه آموزشی به گونه خدادادی چهره ای روحانی و حالتی معنوی داشت . شدت مهربانیش آنقدر چشمگیر و اعجاب بر انگیز بود که روز بروز زبانزد همگان می شد و بهمین لحاظ با دیگر کودکان کاملاً متفاوت بود.
کودک کم سن و سال بیشتر به جنگل می رفت تا در تنهایی به مدیتیشن بپردازد. گهگاهی در حین بازی با بچه های همسایه ناگهان بازی را رها می کرد و در مدیتیشن عمیقی فرو می رفت. والدینش به او دشنام می دادند ، چون او با بچه های دیگردرست بازی نمی کرد. آنها می خواستند که سودهامانی همانند دیگر کودکان روستا باشد. خانواده او از سرود خواندن همیشگی و مدیتیشن کردن سودهامانی بسیار خشمگین می شدند. حرکت همیشگی لبهای او ، انگار که با خود گفتگو می کند ، مخل آسایش والدینش شده بود . همه این حالات برای دختربچه ای کوچک بسیار غیر عادی به نظر می رسید، والدینش می ترسیدند که فرزندشان بیمار روانی باشد. خانواده او نمی توانستند درک کنند که لبهای آن دختر بچه کوچک برای نیایش به حرکت در می آید. سودهامانی به انگیزه رنگ تیره پوست ورفتار ویژه و غیر عادی اش ، در نزد خانواده از ارزش کمی برخوردار بود. در سن ۹ سالگی ، هر چند که جزء بهترین شاگردان کلاس بود، مجبوربه ترک مدرسه شد. او دوران کودکی سختی را می گذراند ، بیشتر اوقات ناچار بود کارهای سخت و پر مشقتی همچون به چرا بردن گاوهای روستا و گردآوری غذا و علف برای آنان را انجام دهد، او ناچار بود هر روز برای گاوهای روستا به در خانه همسایگان و نیز دهکده های اطراف رفته ، پوست میوه و علف را برای گاوها گردآوری کند .

سودهامانی دوران کودکی خود را با انجام مشتاقانه تمرینات معنوی سپری کرد. در سن پنج سالگی         سرودن شعر را آغاز نمود ، اشعاری که حاکی از وقف خویش در راه خدا و دل آزرده از شناخت ژرف معنوی او و نیزعشق ژرف و احساس دلسوزی در برابر همنوعان خود بود. اگرچه او تنها یک کودک بود ، ولی هر آنچه که در توانش بود انجام می داد تا از درد و رنج سالمندانی که در همسایگی آنها بودند ، بکاهد. لباسهای آنها را می شست ، آنها را گرمابه می‌کرد و حتی برایشان از خانه، غذا و لباس می برد. این رفتارخاص ، یعنی بخشیدن اموال شخصی خانواده ، او را دچار دشواری های بزرگی می کرد.سودهامانی با بودن مجازات های سخت و تنبیهات بدنی از ابراز اینگونه حس ژرف همدردی خود مضایقه ای نداشت. بعد ها یکبار گفت :

از نهادم جریان بی پایان عشق به همه موجودات گیتی جاری است.

آما می گوید :

” از زمان تولدم، عشق عمیقی در برابر نامهای ایزدی در وجودم احساس می کردم. پیوسته با هر نفس نامهای پروردگار را تکرار می نمودم . بدینگونه افکارم همواره متوجه پروردگار بود ، جدای از مکانی که در آن بودم یا کاری که بدان سرگرم بودم .” او می بایست کارهای خانه را انجام می داد و از خواهر و برادرانش مراقبت می کرد. علیرغم این مسئولیت های دشوار، هنوز در یاری رسانی به سالمندانی که در همسایگی آنها بودند ، موفق بود. خانواده او هنگامیکه می دیدند ، چگونه سودهامانی به کسان طبقات زیردست می پردازد ، یکه می خوردند. آنها ارتباط با این گونه کسان را برای وی بازداشته می کردند. همچنین دیگر اجازه نداشت از خانه برای فقرا هدایایی ببرد. اگرچه همچنان به شدت تنبیه می شد ، ولی وی بدون هراس به مراقبت از کسان تنگدست و بیمار در اطرف خود ادامه می داد. خانواده او از این قضیه به شدت ناراحت می شدند.ولی او سیر کردن یک انسان گرسنه را مهمتر از پرهیز از تنبیهات خانواده خود می دانست. سودهامانی کم کم بزرگ و بزرگتر می شود ، عشق به خداوند روز بروز در او ژرف و ژرف تر می گردد . او هر روز به معبد کوچک روستا رفت و آمد می کرد، در همان سان هر کمکی که از دستش بر می آید برای اهالی روستا انجام می داد. کم کم مردم روستا پی بردند که او زنی است که راه کمال را با شتاب پیموده و خود را وقف خداوند کرده است ، همه حس می کردند که با نگاه کردن به چهره او با حالتی ویژه، سرشار از شور و شعف در آنان ایجاد می گردد، به ویژه که لبخند همیشگی و همیشگی او انرژی بی اندازه فراوانی را در کسان پدید می آورد .

کم کم آوازه او از روستا فراتر می رود و هر روز دسته دسته از مردم روستاهای اطراف به دهکده پاراپاکاداوو رفت و آمد می کردند تا سودهامانی را ببینند و از انرژیهای مثبت او بهره ببرند . زمان در حال گذر است و اکنون آوازه او در شهرهای دیگر استان کرلا و سپس سراسر هند منتشر شده است ، مردم دسته دسته برای دیدار با او به این روستای کوچک آمد و شد می کنند ، روستای کوچک و محل اقامت او دیگر جای ملاقات کنندگان بیشماری که از سراسر هند برای دیدار با او به این مکان می آیند را ندارد . پیروان سودهامانی به این نتیجه می رسند که باید مکانی برای استقرار او ساخته شود که مردم آسان تر امکان دیدار با او را داشته باشد ،آنان کم کم کمکهایی را گردآوری کرده، مبادرت به ساخت یک آشرام ( مرکز معنوی ) برای او می نمایند .

طی این سالها خارجیهای فراوانی که به هند رفت و آمد می کنند از شهرت سودهامانی آگاه می شوند، کم کم سیل دیدار کنندگان از سراسر جهان به سمت آشرام سودهامانی سرازیر می شود .

سودهامانی روزبروز محبوبیت بشتری پیدا می کند ، انرژیهای معنوی شگفت انگیز او زبانزد ویژه و عام می شود ، اکنون دیگر او را سودهامانی صدا نمی زنند چرا که همگان او را بعنوان یک مادر می شناسند ، مادری روحانی که همگی زندگیش را صرف دوست داشتن و کمک کردن به کسان گوناگون کرده است ، اینک او را آما که بمعنای مادر معنوی است صدا می زنند، و کم کم او را آمریتا آناندامایی یا مادری که به مراحل بالایی از سیر و سلوک رسیده است صدا می زنند. رفته رفته سیل کمک از نقاط گوناگون جهان بدست مردم به سمت او سرازیر می شود. در اینجاست که او با عشق و دلبستگی وافری که به خداوند دارد تصمیم می گیرد به کمکهای بیدریغش را به نیازمندان اعطا کند، او اینکار را با بالاترین توان خود برای خدمت همنوعانش انجام می دهد. سودهامانی خواستار هیچگونه عنوان یا احترام ویژه ای برای خود نیست. کسانی که به او توجه دقیقتری دارند ، بر این یقینندکه آما خود بهترین نمونه برای انتقال تعلیماتش درعمل است. آما پیام خود را برای دوستداران و شاگردان خود کالبدشناسی می کند و با مثالی از زندگی گذشته خود ، حس دلبستگی را در آنها بیدار می کند. در درازای سی سال گذشته ، آما زندگی خود را وقف همنوعان خود کرده است ، او با رفتاری کاملا ساده و بی تکلف با در آغوش گرفتن فرد فرد انسانهایی که به سمت او می آیند پذیرای آنها است . آما بیشترین وقت خود را صرف در آغوش گرفتن انسانهایی می کند که هر روز بدون وقفه به نزد او می آیند ،. بدینگونه او تا کنون به بیش از ۲۳ میلیون انسان عشق خود را هدیه کرده است. آما موسسه خیریه ای را اداره می کند ، که یکی از بزرگترین موسسات خیریه در تمام هند است . یکبار گزارشگری از آما پرسید ، چگونه برایتان می شود تک تک کسان را با رفتاری سرشار از عشق به گونه یکسان در آغوش بگیرید ؟ حتی اگر برخی از آنان ظاهری ناپسند داشته باشند. آما پاسخ داد : ” وقتی زنبوری در باغی پر گل پرواز می کند ، هرگز به تفاوت میان گلها وقعی نمی گذارد ، تنها به عسل موجود در آن توجه می کند. و باز بازگو می کند که : « اگر به رودخانه ای بگویی که چرا جاری است چه می تواند بگوید؟» و به همان اندازه آما نیز هر کس را والاترین آفریده روی جهان میداند.

در سال ۲۰۰۲ هنگامی که بانو دکتر جین گودال در ساختمان سازمان ملل در ژنو پاداش گاندی کینگ برای نبود خشونت را به آما اهدا کرد ، گفت : ” آما دراینجا به نام تجسم عشق ایزدی در برابر ما ایستاده است”. آما هیچ آموزگار یا الگوی معنوی دیگری نداشت .رفتار متواضعانه او گویی دومین طبیعت و سرشت او باشد ، رفتاری که به گونه ای غیر ارادی در وجودش رشد یافته و میوه اش تمرکز همیشگی بر الوهیت بود. آما ، اسمی که در خلال متن به این نام نامیده می شود،طرحهای کمک رسانی نوعدوستانه بیشماری را بنیاد نهاد. درضمن به خاطر مساعدت های برجسته وی به سوی بهبود شرایط زندگی کسان تنگدست و محروم ، چندین بار در سطح جهانی ، از او تقدیربسیار بعمل آمد. همچنین بارها از سوی سازمان‎ملل‎متحد از او دعوت گردید تا برای سران سازمان صلح جهانی و دیگر بزرگان بزرگ معنوی جهان سخنرانی هایی ایراد کند.
آما می گوید :” تنها هدف من خدمت و عشق به انسانهاست” . وقتی آما خوشبختی انسانها را می بیند سرشار از شادی می گردد. آما آرزومند است که دستهایش در واپسین لحظات زندگی تسلی بخش شانه های یک انسان باشد. در حضور آما بزرگترین معجزه در قلب رخ می دهد ، قلب کسانی که به نزدش می آیند ، بیداری تدریجی و لطیف منش خدادادی ایزدی .او می گوید : ” آما هدیه ای به این دنیاست و باید برای همه دست یافتنی باشد. ” هر کس آما را هر روز به دقت نظاره کند ، مفهوم این جمله را با شتاب در خواهد یافت. آما می گوید: ” هدف از آفرینش انسان ، شناخت خود است . به گفته ای دیگر شناخت اینکه حقیقتا ما که هستیم .” این هدف مهمترین بخش فعالیتهای موسسات اوست. به گفته ای دیگر : ” شناخت اینکه حقیقتا ما که هستیم .” آما هیچ آیین و مذهب مشخصی را گزینش نمی کند. وقتی از او پرسش شد که از آن چه آیین و مذهبی است ، در پاسخ می گوید : ” مذهب من عشق و کمک است.”

به واسطه الگوی ویژه خود یعنی خدمت خستگی ناپذیر به آدمی ، در حالی که به فقرا و نیازمندان کمک می کند، در نزدیکتر شدن انسانها به خود تحققی ، الهام بخش آنها نیزمی باشد. او فعالیتهای نوعدوستانه بسیاری را پایه ریزی کرد ، فعالیتهایی که در تمام جهان بسیار تقدیر و تحسین می شود. آما در سالهای اخیردر مجلس مذاهب جهان ، در سازمان‎ ملل‎ متحد در نیویورک و افتتاحیه سازمان صلح جهانی،  سخنرانی نمود. او درباره دشواری های اجتماعی عصر حاضر گفتگو کرد و راهکارهایی ممکن در این باره پیشنهاد نمود . در این زمینه از سوی نلسون ماندلا ، کوفی عنان و جین گودال پاداش گاندی کینگ برای نبود خشونت به وی داده شد.

بر گرفته  و خلاصه شده از :

مجله دانش یوگا

http://www.danesheyoga.com

*

ترکیب عکس و نوشته از راگو

*

Videos, Slideshows and Podcasts by Cincopa Wordpress Plugin