۰

درباره مدی تیشن

هشیاری آن است که ذهن آگاه باشد،

اما تمرکز نداشته باشد.

اشو

هشیاری آن است که ذهن آگاه باشد، اما تمرکز نداشته باشد. هشیاری آگاه بودن از همه چیزهایی است که در حال روی دادن هستند. شما به گونه عادی نمیتوانید آگاه باشید از همه چیزهایی که در حال رخ دادن هستند زیرا بدین گونه نا متمرکز خواهید شد. بخش نفی شده، بخش ناخود آگاهتان تنها زمانی میتواند پویا و آفریننده باشد که شما به زندگی ابعاد تازه ای بیفزایید ابعاد سرخوشی و بازی کردن را .

منظور از سرخوش بودن این است که توانایی شاد کامی جستن از لحظه به لحظه همه چیزهای رخ دهنده بر خود را داشته باشید. در شادکامی،  خود کنش است که ارزشمند است. چنانچه بتوانید هر کنشی را در خودش ارزشمند سازید، آن گاه سرخوش شده و میتوانید آن را جشن بگیرید. سرخوشی در لحظه است در خود کنش است نه در دلواپسی رسیدن به دستاوردهای آن. چیزی نیست که بخواهید به آن دست یابید.

وقتی ارتباط با کل هستی دور از گزینش باشد و به هر چیزی اجازه پیش آمدن دهید، این شادکامی مدیتیشن است. آگاهی یافتن از ناخودآگاه یعنی آگاهی از این که ذهن شما آگاه نیست و ذهن آگاه تنها بخشی از ذهن است ، من هر دو بخش هستم،  و بخش بزرگتر نامشروط و بی قید و بند است.  مدیتیشن کوششی است برای پر یدن به ناخودآگاه. با حسابگری نمی توان پرش را انجام داد زیرا هر محاسبه ای آگاهانه است و ذهن آگاه به شما اجازه پرش را نمی دهد. مسیر ناخودآگاه تاریک و ناشناخته است و به دیده فرد نابخردانه بنظر میرسد، بنابراین اگر برای ورود به مدیتیشن اندیشه کنید راه به جایی نخواهید برد چرا که بخش اندیشنده به شما اجازه چنین کاری را نخواهد داد.

شما نمیتوانید بدون اندیشیدن خیز بردارید و بپرید بنابراین به دستاو یزی نیاز دارید، دستاویز تنها برای آموزش دادن به ذهن نیاز است وگرنه به کار نمیآید. پس از پرش خواهید گفت به دستاویزی نیاز نبود.

دستاویز چیزی ساختگی است. کلکی است برای آن که ذهن خردگرای شما آرام شود تا بتوان آن را به ناشناخته ها هل داد. یک روش نیرومند نه تنها ذهن بلکه تن و احساس شما،  همه هستی تان  را در بر میگیرد. هیچ شیوه ای نمیتواند خواستگاه مدیتیشن باشد از این رو هر شیوه ای امکان پذیر است هر شیوه ای یک دستاویز است. همه شیوه ها دروغین اند.

همه چیزی که مورد نیاز است این است که به کمک هر دستاویزی از ذهن خود به بیرون هل داده شوید.باریک سازی تمرکز ذهن زمانیکه به بیرون رو دارید، سودمند است اما به درون که رو داشته باشید زیان بار و کشنده است. در پیوند با دیگران کارآمد و در پیوند با خود انسان عامل خودکشی است.

کسی داناست که بتواند هر دوی نیاز ها را برآورده کند. ذهن را چون یک ابزار بکار برید نه چون غایت همه چیزها. همین که فرصتی دست داد از آن بیرون آیید. آن گاه دم را غنیمت شمرده و از آن، از خود هستی شادکامی بجویید.

osho.com

رها کردن شرطی شدگی ها از راه مدیتیشن داینامیکامکان پذیر است .  چنین رهایی بدون علت بدست خواهد آمد. مدیتیشن شرایطی را فراهم میکند تا به ناشناخته برسید. هر چیزی پیش آید کرده شما نیست چیزی خواهد بود که رخ میدهد.

از راه بندهای منفی ، از طریق مدیتیشن میتوانید به سوی دیگر هل داده شوید. وقتی شما از گذشته خود بگسلید آن گاه در همان دم انفجاری رخ میدهد و درست همان دم به مرکز میروید و در هستی خود متمرکز میشوید آن گاه همه چیزهایی را که همواره از آن تان بوده اند و همه چیزهایی را که هم اینک در انتظارتان هستند را خواهید شناخت.

هدف زندگی آگاه شدن است. شما از چیزی آگاهی دارید . در مدیتیشن هیچ موضوعی یافت نمیشود و تنها خود آگاهی برجا میماند. در مدیتیشن در گام اول شما می بایست هم از موضوع نگرش تان آگاه باشید و هم در کنار این موضوع از کسی که مینگرد. در گام دوم مدیتیشن، هم شناسنده و هم موضوع شناسایی را رها کرده، و تنها آگاه باشید این هدف ناب مدیتیشن است. برای آگاهی نیاز به موضوعات بیرونی دارید در غیر این صورت احساس خواب آلودگی میکنید. موضوعات زیاد باعث بی خوابی میشود. با موضوعات تازه شما آگاه تر میشوید چیزهای کهنه خسته کننده میشوند. وقتی چند زمانی با یک موضوع زندگی کردید هشیاری خود را بدان از دست میدهید. دل تان را میزند. تکرار یک مانتراخستگی و خواب ژرفی را به بار میآورد.

شما به ذهن نیاز دارید که حتی اگر چیزهای تازه ای هم یافت نشوند باز بتواند هشیار باشد. اگر آگاهی به چیزی وابسته باشد این چیز به ناگزیر باید تازه باشد. آگاهی بدون موضوع، آزادی میآورد هر وقت دلتان خواست به خواب روید یا بیدار شوید. شما از جهان موضوعات آزاد میشوید.اگر خواهان خشنودی ، آرامش ذهن، سکوت و خواب هستید خوب است که پیوسته با موضوعات یکنواخت به سربرید ولی این کار عرفانی نیست . در پیوند با  یوگامی بایست خردورزانه پیش روید اما تنها برای اینکه به پهنه چیزهایی که با خرد جور در نمیآیند پرش کنید. نهایت ناگزیر است که نابخردانه باشد. سرچشمه می بایست از شما بزرگتر باشد. سرچشمه ایکه شما و همه چیز همه گیتی از آن آمده است و بار دیگر بدان فرو میرود و در آن ناپدید میگردد می بایست بیش از خرد باشد.

Zorba The Buddha-by OSHO International Meditation Resort. Pune. India.jpg

یوگامی گوید خردگرایانه است که انسان چیزهای نابخردانه را به پندار در آورد. کسی که الوهیت را تجربه کرده در اثبات آن کوشش نخواهد کرد. کل را نمیتوان با پاره هایش اثبات کرد اما میتوانیم آن را حس کنیم. میتوان به ژرفای درون رفت. بگویید من خدا را باور دارم چون نمیتوانم او را اثبات کنم. باور دارم چون امکان پذیر نیست. اگر بود نیاز به باور کردن نبود چرا که جای خود را به یک ایده عادی میداد. ایمان چیزی ذهنی نیست، پرشی است به درون ناممکن. مدیتیشن روشی است برای آوردن شما تا سرحد خرد و نیز یک روش پریدن است .مدیتیشن در نهایت با شیوه های بیخردانه سروکار دارد.

اشو

برگردان از سوآمی راگو

Videos, Slideshows and Podcasts by Cincopa Wordpress Plugin